![]() |
![]() |
|
| روانشناسی,طنز,شعر و ادبیات و مطالب شنیدنی دیگر |
|
1-اگر زنی به شما گفت : ای بابا از من گذشته ِ بدانید که منتظر است شما فورا در صدد اعتراض بر آیید 2- مردها همیشه می خواهند که اولین عشق یک زن باشند ولی زنها دوست دارند که آخرین معشوقه یک مرد باشند 3- زنان را سه چیز غیر قابل تحمل می کند : _دانستن این که مورد توجه نیستند _دانستن این که مورد توجه اند _ندانستن اینکه آیا مورد توجه هستند یا خیر؟ 4- در شروع روابطمان بهتر است که کمتر از حد توانایی معمولی خود قول دهیم و بیشتر از آنچه قول می دهیم عمل کنیم 5- اگر زنت نسبت به تو حسود است ِ بدان که تو را دوست دارد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 2:10 توسط سوسمار کوچولو |
|
|
1- وقتی که باد می وزد گروهی در مقابل آن دیوار می سازند وگروهی دیگر آسیاب 2- فراموش کن چیزی رو که نمی توانی به دست بیاری...و به دست بیار چیزی رو که نمی توانی فراموش کنی 3- برای اجتناب از بحران می توانید از سیاست سکوت استفاده کنید 4- به زبانت اجازه نده قبل از اندیشه ات به راه افتد 5- بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا ثروتمند بمیریم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 2:6 توسط سوسمار کوچولو |
|
|
روزی روزگاری دختری می زیست چشم پاک(!!!) ِ با حیا(!!!) ِمحجوب(!!!) و از برکت وجود صافکار ِگچکار ِنقاش و اندک مقدار ناچیزی هم یاری طبیعت ِ صاحب چهره ای قابل قبول...یک روز که دختر برای انجام کارهای ضروری(دیدن ویترین مغازه ها ِ سر به سر گذاشتن فروشنده ها ِ یافتن حراجی ها و خرید چیزهایی که هیچ نیازی به آنها ندارد به دلیل ارزانی و...) به بازار رفته بود. ناگهان به کلام محبت آمیز پسر جوان و البته بی سیاستی(+ بی تجربه) سرد و برد کرد که مبنی بر ابراز عشق آن جوان به دخترک بود اما چه سود که دخترک با تمام اشتیاقی که به گفتن کلمه ""بله"" و کلمات مشابه این چنینی داشت جوان را آماج حملات خود قرار داد و گفت : برو گم شو پسر چشم چرون ِ مگه خودت خواهر و مادر نداری ؟و... و راه خویش در پیش گرفت . در ادامه راه متلک جوان دیگری به او اصابت کرد که دختر با دیدن او یک دل نه صد دل عاشقش شد ِ خونسردی خود را حفظ کرد و با لبخندی پر معنی فحشی نثار جوان کرد که سرچشمه آشنایی آنها و مقدمات بدبختی جوان بود. از فردای آن روز دخترک مالک یک آژانس 24 ساعته شد ِ کافی شاپی در شهر نمانده بود که سری به آن نزده باشد ِ روزی نبود که به یک مناسبت خیالی کادویی دریافت نکرده باشد و علاوه بر اینها تمام نیازهای عاطفی و عشقی دخترک نیز تأمین شده بود. روزها به همین منوال گذشت تا اینکه جوان دخترک را ترک کرد و رفت....از آن پس دخترک در هر جمعی که حاضر می شد جوان را نفرین و او را به سوء استفاده از خودش متهم می کرد و دوستانش نیز تصدیق می کردند !!!!!!! نتیجه اخلاقی داستان : 1- دختر با حیا و محجوب روش های مختلف فحش دادن رو باید بلد باشه 2- پسر چشم چرون و نا اهل کسی است که یا زشت باشد یا به دل دختره ننشیند 3- پسر خوب و با شخصیت کسی است که خوشکل و خوش تیپ باشه 4- پسری که دیگه خرج دختری رو نده باید نفرین بشه 5- هر دختری که زیادی صافکاری و نقاشی و ... بکنه خودش دوست داره متلک بشنوه 6- سوء استفاده از یک دختر یعنی به خرج خودت ببریش کافی شاپ ِ با ماشین بچرخونیش ِ قبض موبایلش رو بدی ِ براش کادو بخری و ... ولی یک سوال اینجا پیش میاد که اگه دختره بعد از این مدت پسره رو رها می کرد کسی می گفت از پسره سوء استفاده شده و با احساساتش بازی کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از کسانی که این داستان رو خوندن(چه پسر و چه دختر) اگه جوابی برای سوالم دارن نظرشون رو بدن....(سوسمار کوچولو) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 2:5 توسط سوسمار کوچولو |
|
|
سلام.امیدوارم که از مطالب لذت ببرید و یادتون نره که نظر بدید.(نظرات و انتقادات سازنده) دوست عزیزم چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت به جای هردومان می بینی به من بگو چه میبینی..... اجازه بده تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید.هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد.اما کوری را بخاطر آرامش تحمل نکن... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 2:4 توسط سوسمار کوچولو |
|
|
این دو بیت رو از فردوسی نقل می کنم : ((1)) زن و اژدها هر دو در خاک به جهان پاک از این هر دو ناپاک به ((2)) زنان را از آن نام ناید بلند که پیوسته در خوردن و خفتنند. الحق که کلام شیوایی داره جناب فردوسی
حضرت سعدی علیه الرحمه می فرماید ((نور به قبرش بباره )) : زن نو کن ای دوست هر نو بهار که تقویم پاری (پارسال) نیاید به کار ! ! ! حالا هی من میگم و شما گوش ندین !!!
یکی دیگه هم که الان اسمش یادم نمیاد میگه: دوستی با مار کن زنهار با دختر مکن راز خود بر اژدها گو فاش بر دختر مکن خلاصه مهم حرف حق و حقیقته که زده شده حالا اینکه کی گفته زیاد مهم نیست. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 3:55 توسط پدرخوانده |
|
|
سلام من معمولا زیاد اهل مقدمه و حاشیه و اینجور حرفا نیستم. واسه همین چشم انتظارتون نمی زارم و یه راست میرم سر اصل قضیه . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 3:54 توسط پدرخوانده |
|
|
گفته بودم که چرا محو تماشای وبلاگ منی ؟؟؟ آنقدر مست که یک دم مژه بر هم نزنی (سوسمار کوچولو و پدرخوانده) مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود رخ وبلاگ تو قدر مژه برهم زدنی (هیئت بازدیدکنندگان) این وبلاگ رو خونه خودتون بدونید و حرفتونو راحت بزنید(حالا هرچی که هست!!!) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 3:42 توسط پدرخوانده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این مطالب صرفا بر پایه عقاید شخصی پدرخوانده و سوسمار کوچولو گرد آوری می شود (درسته شخصیه اما دور از واقعیت نیست). قصد توهین و جسارت به کسی در کار نیست .اگه طاقت 2کلام حرف حساب رو نداری ما رو به خیر تورو به سلامت . . .
البته ما خودمون طاقتشو داریم پس ظرفیت شنیدن نظرات شما رو داریم . |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 |
| نویسندگان |
|
پدرخوانده سوسمار کوچولو |
|
RSS
|